<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[Literary Session - سایت تخصصی شعر و ادبیات - تمام انجمن ها]]></title>
		<link>http://www.neemkat.com/</link>
		<description><![CDATA[Literary Session - سایت تخصصی شعر و ادبیات - http://www.neemkat.com]]></description>
		<pubDate>Fri, 25 Jul 2008 09:53:07 +0400</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[سه شعراز جاوید فرهاد]]></title>
			<link>http://www.neemkat.com/showthread.php?tid=483</link>
			<pubDate>Thu, 24 Jul 2008 14:13:10 +0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.neemkat.com/showthread.php?tid=483</guid>
			<description><![CDATA[<br />
   میوه ی فلسفه ها را خوردم   لذت یافتنت کم شد    بعد آن سر این سفره ی خالی عواطف هر شب   به سبوس تکه ی لبخندت                           روزگاریست قناعت کردم. <br />
ادامه...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<br />
   میوه ی فلسفه ها را خوردم   لذت یافتنت کم شد    بعد آن سر این سفره ی خالی عواطف هر شب   به سبوس تکه ی لبخندت                           روزگاریست قناعت کردم. <br />
ادامه...]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[دوستت دارم اثر قربان بهاري]]></title>
			<link>http://www.neemkat.com/showthread.php?tid=482</link>
			<pubDate>Wed, 23 Jul 2008 15:54:41 +0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.neemkat.com/showthread.php?tid=482</guid>
			<description><![CDATA[&nbsp;<br />
<br />
دوستت دارمدوستت دارمدوستت دارماین شروع یک شعر عاشقانه نیستحالت قریبیست&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; -&nbsp;&nbsp; که گاهی-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; سراغ آدمیزاد می آید و&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; زیرو رو می شوند&nbsp;<br />
ادامه...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[&nbsp;<br />
<br />
دوستت دارمدوستت دارمدوستت دارماین شروع یک شعر عاشقانه نیستحالت قریبیست&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; -&nbsp;&nbsp; که گاهی-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; سراغ آدمیزاد می آید و&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; زیرو رو می شوند&nbsp;<br />
ادامه...]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[زنانگی ام اثر سپیده داداش زاده]]></title>
			<link>http://www.neemkat.com/showthread.php?tid=480</link>
			<pubDate>Tue, 22 Jul 2008 23:23:09 +0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.neemkat.com/showthread.php?tid=480</guid>
			<description><![CDATA[&nbsp;<br />
<br />
&nbsp;&nbsp; پیشانی زمین&nbsp; چین بر می دارد &nbsp;&nbsp; و دور چشم های مادرم &nbsp;&nbsp; حلقه می زند&nbsp; &nbsp;&nbsp; اخرین برف چهار شنبه سوری &nbsp;&nbsp; روی اولین تار مویش می ریزد &nbsp;<br />
ادامه...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[&nbsp;<br />
<br />
&nbsp;&nbsp; پیشانی زمین&nbsp; چین بر می دارد &nbsp;&nbsp; و دور چشم های مادرم &nbsp;&nbsp; حلقه می زند&nbsp; &nbsp;&nbsp; اخرین برف چهار شنبه سوری &nbsp;&nbsp; روی اولین تار مویش می ریزد &nbsp;<br />
ادامه...]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[زندگي اثر سميه قراچه داغي]]></title>
			<link>http://www.neemkat.com/showthread.php?tid=479</link>
			<pubDate>Tue, 22 Jul 2008 04:29:14 +0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.neemkat.com/showthread.php?tid=479</guid>
			<description><![CDATA[&nbsp;<br />
<br />
&nbsp;&nbsp; و زندگي در جريان است چه با من ، چه بي من ، زندگي در گذر است و دراين گذر مرا ميتراشد ،شكل مي دهد، مي فرسايد ،جوانم مي كند ،پيرم مي سارد، صاحب فكر و تجربه ام مي كند، مرا مي فريبد ،مرا مي آزمايد...&nbsp;<br />
ادامه..]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[&nbsp;<br />
<br />
&nbsp;&nbsp; و زندگي در جريان است چه با من ، چه بي من ، زندگي در گذر است و دراين گذر مرا ميتراشد ،شكل مي دهد، مي فرسايد ،جوانم مي كند ،پيرم مي سارد، صاحب فكر و تجربه ام مي كند، مرا مي فريبد ،مرا مي آزمايد...&nbsp;<br />
ادامه..]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[نالۀ سالمند اثر محمد جاوید]]></title>
			<link>http://www.neemkat.com/showthread.php?tid=478</link>
			<pubDate>Mon, 21 Jul 2008 15:22:28 +0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.neemkat.com/showthread.php?tid=478</guid>
			<description><![CDATA[&nbsp; <br />
<br />
&nbsp;&nbsp; دلم گرفته مرا هیچ غمگساری نیست&nbsp;&nbsp; برای این دل تنها ی من بهاری نیست&nbsp;&nbsp; به باغ عاطفه پرورده ام هزاران گل&nbsp;&nbsp; ولی چه سود که یک گل به شا خساری نیست&nbsp;<br />
ادامه...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[&nbsp; <br />
<br />
&nbsp;&nbsp; دلم گرفته مرا هیچ غمگساری نیست&nbsp;&nbsp; برای این دل تنها ی من بهاری نیست&nbsp;&nbsp; به باغ عاطفه پرورده ام هزاران گل&nbsp;&nbsp; ولی چه سود که یک گل به شا خساری نیست&nbsp;<br />
ادامه...]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[تازه‌ترين تحقيقات را درباره عشق]]></title>
			<link>http://www.neemkat.com/showthread.php?tid=477</link>
			<pubDate>Mon, 21 Jul 2008 00:30:37 +0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.neemkat.com/showthread.php?tid=477</guid>
			<description><![CDATA[برخي از تازه‌ترين تحقيقات را درباره عشق بخوانيدنتايج MRI از مغز عاشقان<br />
&nbsp;<br />
دكتر شهرام يزداني در شماره‌ي قبل، ما را با عناصر عشق و انواع عشق آشنا كرد و در اين شماره، از پژوهش‌هايي مي‌گويد كه ثابت مي‌كنند شور عشق ( يا همان عشق رمانتيك) احساسي موقت، زودگذر و غير قابل اعتماد است؛ و نتايج تحقيق محققاني را نشانمان مي‌دهد كه خواسته‌اند بفهمند چه چيزي ضامن بقاي يك زندگي زناشويي است.ز<br />
شور عشق، يعني همان احساساتي كه اوايل آشنايي با يك نفر، ما را مشغول مي‌كند و خواب و خوراكمان را مي‌گيرد، مبناي درستي براي زندگي مشترك نيست؛ يعني اين قبيل عواطف مثل استارت ماشين عمل مي‌كنند. خداوند آنها را در وجود انسان قرار داده كه آدم را به حركت درآورد. ولي ما نمي‌توانيم فقط با استارت‌زدن و باك ِ بدون بنزين حركت كنيم. شواهد زيادي هم براي اثبات اين نکته وجود دارد؛ مثلاً پژوهشگري به نام آرون تعداد زيادي از افرادي را كه دچار عشق حاد و آتشين بودند زير دستگاه FMRI كه از كاركرد مغز عكس مي‌گيرد گذاشت و از آنها خواست به معشوق خود فكر كنند، يا عكس آنها را نشانشان داد. كاركرد مغزي اين افراد نشان داد كه هنگام فكر كردن به معشوق، فقط آن قسمت‌هايي از مغز فعال مي‌شود كه مربوط به «پاداش فوري» است- همان قسمت‌هايي كه اگر گرسنه باشيم و غذا بخوريم فعال مي‌شود؛ يا در افراد معتاد به كوكائين، همان قسمتي كه بعد از مصرف ماده‌ي مخدر به فعاليت مي‌افتد. اين قسمت‌هاي مغز، تشكر فوري را اعلام مي‌كنند و يك چيز فوري طبعاً دوام زيادي هم ندارد. در حالي كه مغز، قسمت‌هاي ديگري هم دارد كه مربوط به پاداش‌هاي طولاني‌مدت‌است.دو پژوهشگر ديگر به اسم‌هاي بارتل و زيكي هم آمدند همين&nbsp; آزمايش&nbsp; را روي كساني پياده کردند كه عشقشان تداوم پيدا كرده بود و به اصطلاح عشق رفيقانه داشتند؛ همان نوع عشقي كه شور و هيجانش از بين رفته اما صميميتش مانده و با مرور زمان، بيشتر هم شده است .عكس كاركرد مغز اين افراد نشان داد كه فكركردن به عشقشان قسمت‌هايي از مغز آنها را فعال مي‌كند كه مربوط به «پاداش‌هاي بلندمدت» است- همان قسمت‌هايي كه وقتي شما به شغل مورد علاقه‌تان فكر مي‌كنيد يا موسيقي مورد علاقه‌تان را گوش مي‌كنيد، يا در لحظات آرامش مذهبي، در ذهنتان فعال مي شود. نتيجه‌ي اين پژوهش‌ها نشان مي‌دهد چون پاداش فوري هميشه تاييدکننده‌ي چيزهايي است كه غيرقابل اتكا هستند، عشق رمانتيك هم كه گهگاه دستمايه‌ي شعر و غزل و رمان و فيلم‌ها مي‌شود و چيز قشنگي هم هست، قابل اتكا نيست. در عوض، عشق رفيقانه، قابل اعتماد و ماندگار است.&nbsp;&nbsp;&nbsp; بعضي اقوام اصلاً نمي‌دانند عشق چيستعشق رمانتيك نه تنها كوتاه‌مدت و غيرقابل اتكاست كه حتي اصيل هم نيست. يعني اين طور نيست كه جزو سرشت و ذات انسان باشد و ابتلا به آن، از ضروريات زندگي محسوب شود. به نظر شما آيا در بين همه‌ي اقوام و ملت‌ها شور عشق وجود دارد؟ يعني مردم ِ همه‌ي جوامع و فرهنگ‌ها عشق رمانتيك را به اين مفهومي كه ما مي‌شناسيم، مي‌شناسند؟دو پژوهشگر به نام‌هاي يانكويچ و فيشر،&nbsp; 166 فرهنگ و قوميت مختلف را از نظر آداب و رسوم و شعر و ادبيات و هنرشان بررسي كرده‌اند و به اين نتيجه رسيده‌اند كه در 147 فرهنگ، عشق رمانتيك وجود دارد؛ اما در 19 قوميت،هيچ شواهدي از اين عشق در ميان نيست؛ يعني در فرهنگ، ادبيات ، شعر و هنرشان هيچ اشاره‌اي به اين شور عاشقانه نشده است؛ اما در آن اقوام هم مردم&nbsp; تشكيل خانواده مي‌دهند، به خانواده‌شان علاقه دارند و براي آنها فداكاري هم مي‌كنند. يعني آن رمانتيسيسم كه در ادبيات غربي و در ادبيات ايراني خودمان هم مي بينيم، در آن فرهنگ‌ها معنايي ندارد. پس عشق رمانتيك چيزي نيست كه بگوييم لازمه‌ي هر زندگي است؛ بلكه همان موتور محرك اوليه است. 19 قوميت از اين موتور استفاده نمي‌كنند و ماشينشان بدون اين استارت هم روشن مي‌شوند.در پژوهش ديگري از حدود شش هزار دختر و پسر قبل از ازدواج پرسيده‌اند كه «شما دوست داريد عشق رمانتيك مبناي ازدواجتان باشد يا‌نه؟» 90 درصد آنها جواب مثبت داده‌اند. يعني گفته‌اند «دوست داريم اين احساسات را تجربه كنيم.» اما بعد از چند سال، از همين افراد، بعد از ازدواجشان پرسيده‌اند «آيا آن رمانتيسيسم اوليه در ازدواجتان وجود داشته يا نه؟» 33 درصد مردان و 75 درصد زنان گفته‌اند در نهايت با فردي ازدواج كرده‌اند كه عاشقشان نيستند و رابطه‌ي رمانتيكي هم با او ندارند؛ يعني حتي خود افراد هم قبول دارند كه «عشق» نه شرط كافي براي ازدواج است و نه حتي شرط لازم.&nbsp;&nbsp; عشق نوعي بيماري است؟برخي از پژوهشگرها روي اين موضوع متمركز شده‌اند كه «آيا عشق آتشين صرف نظر از عشق نافرجام، يك بيماري است يا نه؟» و جالب است بدانيد روان‌شناسان بيشترين شباهت را بين عشق و يک بيماري خاص رواني به نام وسواس اجباري مشاهده كرده‌اند. در اين بيماري، افكار خاصي به ذهن هجوم مي‌آورد كه فرد گريزي از آنها ندارد؛ اين افكار او را مجبور به ايجاد رفتارهاي خاصي مي‌كند كه اگر انجام ندهد دچار تنش و اضطراب زيادي مي‌شود. مثلا کسي عادت دارد هر شب 70 بار ريشش را شانه بزند و اگر 69 بار اين كار را انجام بدهد درونش منقلب مي‌شود و نمي‌تواند آسوده بخوابد.عشق نه فقط در ظاهر و علايم باليني شبيه اين بيماري است، كه از نظر آزمايشگاهي هم به آن شباهت دارد. در بيماري وسواس اجباري، يك ناقل خاص در سلول‌هاي پلاكت خون بيمار افزايش پيدا مي‌كند. پژوهشگري به نام مارازيتي، افراد عاشق را به اين طريق آزمايش كرده و به اين نتيجه رسيده كه آنها هم درست همين حالت را دارند. يعني انگار عشق يک حالتي شبيه به وسواس اجباري ايجاد مي‌كند كه در آن فرد عاشق دچار افكار و عادت‌هاي خاصي مي‌شود كه نمي‌تواند از دست آنها خلاص شود- مثل تماس گرفتن پي در پي با معشوق و فكر كردن مداوم به او كه عملكرد عادي ذهنش را مختل مي‌كند. &nbsp;&nbsp; هوش عاطفي‌ات را بالا ببربا تمام اين حرف‌ها، امروز دانشمندان به اين نقطه رسيده‌اند كه «اگر عشق و احساسات قابل اتكا نيستند پس چه چيز قابل اتكا است؟» يعني چه چيزهايي بايد وجود داشته باشد تا عشق افراد پايدار بماند. ابتدا نظريه‌اي شكل گرفت كه اگر برخي شباهت‌هاي اوليه بين افراد وجود داشته باشد صمميت و رفاقت بيشتري بين آنان به وجود مي‌آيد و مي‌تواند ازدواج موفق را تضمين كند. اما تجربه نشان داد كه اين اتفاق هم نمي‌افتد. آقاي اشتنبرگ كه مثلث عشق را ارائه كرده بود به اين نتيجه رسيد كه خيلي از طلاق‌ها، بر خلاف انتظار، در مواردي اتفاق مي‌افتد كه انتخاب اوليه اشتباه نبوده است. يعني افراد در ابتداي ازدواج، شباهت‌هايي به هم داشته‌اند اما پس از ازدواج تغيير كرده‌اند. پس خيلي وقت‌ها مشكل اينجاست که آدم‌ها تغيير مي‌كنند؛ اما با هم&nbsp; نه: در دو مسير يا با سرعت‌هاي متفاوتي تغيير مي‌كنند. پس حالا اين سوال به وجود مي‌آيد که «اگر شباهت اوليه هم ضامن صميميت نيست پس چه چيز مي‌تواند صميميت و رفاقت درازمدت بين زوج‌ها را تضمين كند؟»پژوهشهاي زيادي نشان داده‌اند كه «هوش عاطفي» يكي از مهمترين عوامل موفقيت ازدواج است. هوش عاطفي نوعي از هوش است كه به ما كمك مي‌كند به احساساتمان آگاه باشيم، بتوانيم عواطفمان را خوب بيان كنيم، آنها را خوب كنترل و هدايت كنيم، ظرفيت هاي خودمان را بشناسيم و در مجموع يك حس مثبت كلي نسبت به خودمان داشته باشيم. از طرف ديگر بتوانيم عواطف فرد مقابلمان را درك كنيم و نسبت به آن واكنش اجتماعي يا بين فردي مناسب داشته باشيم.هوش عاطفي به ما كمك مي كند كه وقتي دچار تعارض در احساساتمان مي‌شويم فرو نريزيم و بتوانيم به عنوان مساله‌اي معمولي حلش كنيم. اين نوع هوش، يک چيز ذاتي نيست و در شرايط محيطي شكل مي‌گيرد و در ميان تمام عوامل موثر در موفقيت در ازدواج، كليدي‌ترين نقش را دارد؛ اگر دو طرف داراي هوش عاطفي بالايي باشند مي‌توانند بفهمند كه چطور همراه و همگام با تغيير احساسات و عواطف يكديگر تغيير كنند تا به زندگي‌شان به رشد و صميميت بيشتري منجر‌شود. شما چقدر عاشقيد؟پرسشنامه‌اي که در دانشگاه نورث ايسترن بوستون تهيه شده، چندان به جزييات عشق‌کاري ندارد و به طور کلي، مي‌خواهد ببيند اصلا شما عاشق هستيد يا نه؛ و اگر عاشق هستيد، چه‌قدر عاشقيد؟ اگر براي خودتان هم دانستن جواب اين سوال‌ها جالب است، دست به کار شويد و پرسشنامه را پر کنيد.طرز تکميل پرسشنامهعبارات صفحه50 را بخوانيد، معشوقتان را تصور کنيد و به جاي کلمه‌ي «او» نام معشوقتان را بگذاريد. حالا جلو هر عبارت، اين‌طوري شماره بگذاريد:اگر با هر عبارت کاملا موافق بوديد، عدد 7اگر نسبتا موافق بوديد، عدد 6اگر کمي موافق بوديد، عدد 5اگر زياد مطمئن نبوديد، عدد 4اگر با آن کمي مخالف بوديد، عدد 3اگر نسبتا مخالف بوديد، عدد 2و اگر کاملا مخالف بوديد، عدد 1 را جلو عبارت بنويسيد.&nbsp; حالا شروع کنيد:1. هميشه براي رسيدن به او خيلي عجله دارم.2. او را خيلي جذاب مي‌دانم.3. او نسبت به بيشتر مردم، عيب‌هاي کمتري دارد.4. براي او هر کاري که لازم باشد، انجام مي‌دهم.5. به نظر من او خيلي دلنشين است.6. دوست دارم احساساتم را با او در ميان بگذارم.7. وقتي کاري را با هم انجام مي‌دهيم، آن کار برايم خيلي خوشايند مي‌شود.8. دوست دارم که او حتما مال من باشد.9. اگر اتفاقي براي او بيفتد، خيلي ناراحت مي‌شوم.10. خيلي وقت‌ها به او فکر مي‌کنم.11. اين برايم خيلي مهم است که او به من علاقه داشته باشد.12. وقتي با او هستم، کاملا خوشحالم.13. برايم خيلي دشوار است که براي مدتي طولاني از او دور باشم.14. واقعا خيلي به او علاقه دارم.&nbsp;تفسير آزمونحالا عددهايي را که جلو هر عبارت گذاشته‌ايد، با هم جمع بزنيد. شمايي که بالاي 89 نمره آورده‌ايد، وضع‌تان خراب است: بدجوري عاشق شده‌ايد و اگر صادقانه به سوالات پاسخ داده‌ايد، در عشقتان هيچ شکي نمي‌توان کرد!اگر نمره‌تان حول و حوش 78 تا 88 مي‌چرخد، شما هم به احتمال خيلي زياد، عاشق هستيد و چيزي نمانده است که به بالاي قله‌ي عشق برسيد.اما اگر نمره‌تان بين 68 تا 77 باشد، احتمال کمتري وجود دارد که عاشق باشيد. کساني هم که از 68 پايين‌تر آورده‌اند، بهتر است خودشان را گول نزنند. به احتمال زياد، چندان عاشق نيستند. کساني که از 58 پايين‌ترند هم که عمرا عاشق باشند! اين گروه بهتر است پيشه‌ي ديگري براي خودشان دست‌وپا کنند و اسم احساسات رقيقشان را نگذارند عشق! <br />
&nbsp;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[برخي از تازه‌ترين تحقيقات را درباره عشق بخوانيدنتايج MRI از مغز عاشقان<br />
&nbsp;<br />
دكتر شهرام يزداني در شماره‌ي قبل، ما را با عناصر عشق و انواع عشق آشنا كرد و در اين شماره، از پژوهش‌هايي مي‌گويد كه ثابت مي‌كنند شور عشق ( يا همان عشق رمانتيك) احساسي موقت، زودگذر و غير قابل اعتماد است؛ و نتايج تحقيق محققاني را نشانمان مي‌دهد كه خواسته‌اند بفهمند چه چيزي ضامن بقاي يك زندگي زناشويي است.ز<br />
شور عشق، يعني همان احساساتي كه اوايل آشنايي با يك نفر، ما را مشغول مي‌كند و خواب و خوراكمان را مي‌گيرد، مبناي درستي براي زندگي مشترك نيست؛ يعني اين قبيل عواطف مثل استارت ماشين عمل مي‌كنند. خداوند آنها را در وجود انسان قرار داده كه آدم را به حركت درآورد. ولي ما نمي‌توانيم فقط با استارت‌زدن و باك ِ بدون بنزين حركت كنيم. شواهد زيادي هم براي اثبات اين نکته وجود دارد؛ مثلاً پژوهشگري به نام آرون تعداد زيادي از افرادي را كه دچار عشق حاد و آتشين بودند زير دستگاه FMRI كه از كاركرد مغز عكس مي‌گيرد گذاشت و از آنها خواست به معشوق خود فكر كنند، يا عكس آنها را نشانشان داد. كاركرد مغزي اين افراد نشان داد كه هنگام فكر كردن به معشوق، فقط آن قسمت‌هايي از مغز فعال مي‌شود كه مربوط به «پاداش فوري» است- همان قسمت‌هايي كه اگر گرسنه باشيم و غذا بخوريم فعال مي‌شود؛ يا در افراد معتاد به كوكائين، همان قسمتي كه بعد از مصرف ماده‌ي مخدر به فعاليت مي‌افتد. اين قسمت‌هاي مغز، تشكر فوري را اعلام مي‌كنند و يك چيز فوري طبعاً دوام زيادي هم ندارد. در حالي كه مغز، قسمت‌هاي ديگري هم دارد كه مربوط به پاداش‌هاي طولاني‌مدت‌است.دو پژوهشگر ديگر به اسم‌هاي بارتل و زيكي هم آمدند همين&nbsp; آزمايش&nbsp; را روي كساني پياده کردند كه عشقشان تداوم پيدا كرده بود و به اصطلاح عشق رفيقانه داشتند؛ همان نوع عشقي كه شور و هيجانش از بين رفته اما صميميتش مانده و با مرور زمان، بيشتر هم شده است .عكس كاركرد مغز اين افراد نشان داد كه فكركردن به عشقشان قسمت‌هايي از مغز آنها را فعال مي‌كند كه مربوط به «پاداش‌هاي بلندمدت» است- همان قسمت‌هايي كه وقتي شما به شغل مورد علاقه‌تان فكر مي‌كنيد يا موسيقي مورد علاقه‌تان را گوش مي‌كنيد، يا در لحظات آرامش مذهبي، در ذهنتان فعال مي شود. نتيجه‌ي اين پژوهش‌ها نشان مي‌دهد چون پاداش فوري هميشه تاييدکننده‌ي چيزهايي است كه غيرقابل اتكا هستند، عشق رمانتيك هم كه گهگاه دستمايه‌ي شعر و غزل و رمان و فيلم‌ها مي‌شود و چيز قشنگي هم هست، قابل اتكا نيست. در عوض، عشق رفيقانه، قابل اعتماد و ماندگار است.&nbsp;&nbsp;&nbsp; بعضي اقوام اصلاً نمي‌دانند عشق چيستعشق رمانتيك نه تنها كوتاه‌مدت و غيرقابل اتكاست كه حتي اصيل هم نيست. يعني اين طور نيست كه جزو سرشت و ذات انسان باشد و ابتلا به آن، از ضروريات زندگي محسوب شود. به نظر شما آيا در بين همه‌ي اقوام و ملت‌ها شور عشق وجود دارد؟ يعني مردم ِ همه‌ي جوامع و فرهنگ‌ها عشق رمانتيك را به اين مفهومي كه ما مي‌شناسيم، مي‌شناسند؟دو پژوهشگر به نام‌هاي يانكويچ و فيشر،&nbsp; 166 فرهنگ و قوميت مختلف را از نظر آداب و رسوم و شعر و ادبيات و هنرشان بررسي كرده‌اند و به اين نتيجه رسيده‌اند كه در 147 فرهنگ، عشق رمانتيك وجود دارد؛ اما در 19 قوميت،هيچ شواهدي از اين عشق در ميان نيست؛ يعني در فرهنگ، ادبيات ، شعر و هنرشان هيچ اشاره‌اي به اين شور عاشقانه نشده است؛ اما در آن اقوام هم مردم&nbsp; تشكيل خانواده مي‌دهند، به خانواده‌شان علاقه دارند و براي آنها فداكاري هم مي‌كنند. يعني آن رمانتيسيسم كه در ادبيات غربي و در ادبيات ايراني خودمان هم مي بينيم، در آن فرهنگ‌ها معنايي ندارد. پس عشق رمانتيك چيزي نيست كه بگوييم لازمه‌ي هر زندگي است؛ بلكه همان موتور محرك اوليه است. 19 قوميت از اين موتور استفاده نمي‌كنند و ماشينشان بدون اين استارت هم روشن مي‌شوند.در پژوهش ديگري از حدود شش هزار دختر و پسر قبل از ازدواج پرسيده‌اند كه «شما دوست داريد عشق رمانتيك مبناي ازدواجتان باشد يا‌نه؟» 90 درصد آنها جواب مثبت داده‌اند. يعني گفته‌اند «دوست داريم اين احساسات را تجربه كنيم.» اما بعد از چند سال، از همين افراد، بعد از ازدواجشان پرسيده‌اند «آيا آن رمانتيسيسم اوليه در ازدواجتان وجود داشته يا نه؟» 33 درصد مردان و 75 درصد زنان گفته‌اند در نهايت با فردي ازدواج كرده‌اند كه عاشقشان نيستند و رابطه‌ي رمانتيكي هم با او ندارند؛ يعني حتي خود افراد هم قبول دارند كه «عشق» نه شرط كافي براي ازدواج است و نه حتي شرط لازم.&nbsp;&nbsp; عشق نوعي بيماري است؟برخي از پژوهشگرها روي اين موضوع متمركز شده‌اند كه «آيا عشق آتشين صرف نظر از عشق نافرجام، يك بيماري است يا نه؟» و جالب است بدانيد روان‌شناسان بيشترين شباهت را بين عشق و يک بيماري خاص رواني به نام وسواس اجباري مشاهده كرده‌اند. در اين بيماري، افكار خاصي به ذهن هجوم مي‌آورد كه فرد گريزي از آنها ندارد؛ اين افكار او را مجبور به ايجاد رفتارهاي خاصي مي‌كند كه اگر انجام ندهد دچار تنش و اضطراب زيادي مي‌شود. مثلا کسي عادت دارد هر شب 70 بار ريشش را شانه بزند و اگر 69 بار اين كار را انجام بدهد درونش منقلب مي‌شود و نمي‌تواند آسوده بخوابد.عشق نه فقط در ظاهر و علايم باليني شبيه اين بيماري است، كه از نظر آزمايشگاهي هم به آن شباهت دارد. در بيماري وسواس اجباري، يك ناقل خاص در سلول‌هاي پلاكت خون بيمار افزايش پيدا مي‌كند. پژوهشگري به نام مارازيتي، افراد عاشق را به اين طريق آزمايش كرده و به اين نتيجه رسيده كه آنها هم درست همين حالت را دارند. يعني انگار عشق يک حالتي شبيه به وسواس اجباري ايجاد مي‌كند كه در آن فرد عاشق دچار افكار و عادت‌هاي خاصي مي‌شود كه نمي‌تواند از دست آنها خلاص شود- مثل تماس گرفتن پي در پي با معشوق و فكر كردن مداوم به او كه عملكرد عادي ذهنش را مختل مي‌كند. &nbsp;&nbsp; هوش عاطفي‌ات را بالا ببربا تمام اين حرف‌ها، امروز دانشمندان به اين نقطه رسيده‌اند كه «اگر عشق و احساسات قابل اتكا نيستند پس چه چيز قابل اتكا است؟» يعني چه چيزهايي بايد وجود داشته باشد تا عشق افراد پايدار بماند. ابتدا نظريه‌اي شكل گرفت كه اگر برخي شباهت‌هاي اوليه بين افراد وجود داشته باشد صمميت و رفاقت بيشتري بين آنان به وجود مي‌آيد و مي‌تواند ازدواج موفق را تضمين كند. اما تجربه نشان داد كه اين اتفاق هم نمي‌افتد. آقاي اشتنبرگ كه مثلث عشق را ارائه كرده بود به اين نتيجه رسيد كه خيلي از طلاق‌ها، بر خلاف انتظار، در مواردي اتفاق مي‌افتد كه انتخاب اوليه اشتباه نبوده است. يعني افراد در ابتداي ازدواج، شباهت‌هايي به هم داشته‌اند اما پس از ازدواج تغيير كرده‌اند. پس خيلي وقت‌ها مشكل اينجاست که آدم‌ها تغيير مي‌كنند؛ اما با هم&nbsp; نه: در دو مسير يا با سرعت‌هاي متفاوتي تغيير مي‌كنند. پس حالا اين سوال به وجود مي‌آيد که «اگر شباهت اوليه هم ضامن صميميت نيست پس چه چيز مي‌تواند صميميت و رفاقت درازمدت بين زوج‌ها را تضمين كند؟»پژوهشهاي زيادي نشان داده‌اند كه «هوش عاطفي» يكي از مهمترين عوامل موفقيت ازدواج است. هوش عاطفي نوعي از هوش است كه به ما كمك مي‌كند به احساساتمان آگاه باشيم، بتوانيم عواطفمان را خوب بيان كنيم، آنها را خوب كنترل و هدايت كنيم، ظرفيت هاي خودمان را بشناسيم و در مجموع يك حس مثبت كلي نسبت به خودمان داشته باشيم. از طرف ديگر بتوانيم عواطف فرد مقابلمان را درك كنيم و نسبت به آن واكنش اجتماعي يا بين فردي مناسب داشته باشيم.هوش عاطفي به ما كمك مي كند كه وقتي دچار تعارض در احساساتمان مي‌شويم فرو نريزيم و بتوانيم به عنوان مساله‌اي معمولي حلش كنيم. اين نوع هوش، يک چيز ذاتي نيست و در شرايط محيطي شكل مي‌گيرد و در ميان تمام عوامل موثر در موفقيت در ازدواج، كليدي‌ترين نقش را دارد؛ اگر دو طرف داراي هوش عاطفي بالايي باشند مي‌توانند بفهمند كه چطور همراه و همگام با تغيير احساسات و عواطف يكديگر تغيير كنند تا به زندگي‌شان به رشد و صميميت بيشتري منجر‌شود. شما چقدر عاشقيد؟پرسشنامه‌اي که در دانشگاه نورث ايسترن بوستون تهيه شده، چندان به جزييات عشق‌کاري ندارد و به طور کلي، مي‌خواهد ببيند اصلا شما عاشق هستيد يا نه؛ و اگر عاشق هستيد، چه‌قدر عاشقيد؟ اگر براي خودتان هم دانستن جواب اين سوال‌ها جالب است، دست به کار شويد و پرسشنامه را پر کنيد.طرز تکميل پرسشنامهعبارات صفحه50 را بخوانيد، معشوقتان را تصور کنيد و به جاي کلمه‌ي «او» نام معشوقتان را بگذاريد. حالا جلو هر عبارت، اين‌طوري شماره بگذاريد:اگر با هر عبارت کاملا موافق بوديد، عدد 7اگر نسبتا موافق بوديد، عدد 6اگر کمي موافق بوديد، عدد 5اگر زياد مطمئن نبوديد، عدد 4اگر با آن کمي مخالف بوديد، عدد 3اگر نسبتا مخالف بوديد، عدد 2و اگر کاملا مخالف بوديد، عدد 1 را جلو عبارت بنويسيد.&nbsp; حالا شروع کنيد:1. هميشه براي رسيدن به او خيلي عجله دارم.2. او را خيلي جذاب مي‌دانم.3. او نسبت به بيشتر مردم، عيب‌هاي کمتري دارد.4. براي او هر کاري که لازم باشد، انجام مي‌دهم.5. به نظر من او خيلي دلنشين است.6. دوست دارم احساساتم را با او در ميان بگذارم.7. وقتي کاري را با هم انجام مي‌دهيم، آن کار برايم خيلي خوشايند مي‌شود.8. دوست دارم که او حتما مال من باشد.9. اگر اتفاقي براي او بيفتد، خيلي ناراحت مي‌شوم.10. خيلي وقت‌ها به او فکر مي‌کنم.11. اين برايم خيلي مهم است که او به من علاقه داشته باشد.12. وقتي با او هستم، کاملا خوشحالم.13. برايم خيلي دشوار است که براي مدتي طولاني از او دور باشم.14. واقعا خيلي به او علاقه دارم.&nbsp;تفسير آزمونحالا عددهايي را که جلو هر عبارت گذاشته‌ايد، با هم جمع بزنيد. شمايي که بالاي 89 نمره آورده‌ايد، وضع‌تان خراب است: بدجوري عاشق شده‌ايد و اگر صادقانه به سوالات پاسخ داده‌ايد، در عشقتان هيچ شکي نمي‌توان کرد!اگر نمره‌تان حول و حوش 78 تا 88 مي‌چرخد، شما هم به احتمال خيلي زياد، عاشق هستيد و چيزي نمانده است که به بالاي قله‌ي عشق برسيد.اما اگر نمره‌تان بين 68 تا 77 باشد، احتمال کمتري وجود دارد که عاشق باشيد. کساني هم که از 68 پايين‌تر آورده‌اند، بهتر است خودشان را گول نزنند. به احتمال زياد، چندان عاشق نيستند. کساني که از 58 پايين‌ترند هم که عمرا عاشق باشند! اين گروه بهتر است پيشه‌ي ديگري براي خودشان دست‌وپا کنند و اسم احساسات رقيقشان را نگذارند عشق! <br />
&nbsp;]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مسائل نوجوانان و جوانان]]></title>
			<link>http://www.neemkat.com/showthread.php?tid=476</link>
			<pubDate>Sun, 20 Jul 2008 17:00:38 +0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.neemkat.com/showthread.php?tid=476</guid>
			<description><![CDATA[مسائل نوجوانان و جوانان<br />
&nbsp;<br />
<br />
&nbsp;<br />
تألیف : دکتر محمد خدایاری فرد <br />
انتشارات : انجمن اولیا و مربیان جمهوری اسلامی ایران <br />
&nbsp;<br />
فصل اول <br />
- بلوغ <br />
- خصوصیات عاطفی دوره ی نوجوانی و جوانی <br />
- رشد اجتماعی در دوره ی جوانی <br />
- نظریه شناختی – تحولی <br />
- نیازهای دوره ی نوجوانی و جوانی <br />
- نیاز به مهربانی و محبت <br />
- نیاز به امنیت و آسایش خاطر <br />
- نیاز به احساس تعلق ... <br />
- نیاز به قابلیت و احترام <br />
- نیاز به استقلال <br />
- نیاز به تشخیص و قدردانی <br />
- نیاز به مذهب و فلسفه حیات <br />
- نیاز به داشتن هدفی مشخص در زندگی <br />
- نیاز به احساس هویت و شناخت خود <br />
- نیاز به احساس رشد و کمال و خودشکوفایی <br />
فصل دوم <br />
- مسائل و مشکلات دوره ی نوجوانی و جوانی <br />
- عوامل مؤثر در ایجاد مسائل و مشکلات نوجوانی <br />
- مسائل خانوادگی <br />
- چند توصیه به والدین جهت کاهش مشکلات خانوادگی <br />
- مسائل اجتماعی <br />
- رعایت نکاتی چند به منظور کاستن از مشکلات اجتماعی <br />
فصل سوم <br />
- اختلالات شخصیتی <br />
- احساس حقارت یا کهتری <br />
- عصبی بودن <br />
- ترس و اضطراب <br />
- افسردگی <br />
- وسواس <br />
- استفاده از واکنش های دفاعی <br />
- پرخاشگری ، انکار واقعیت <br />
- خیالبافی ، برگشت ، جبران <br />
- دلیل تراشی <br />
- همانند سازی و جابجایی <br />
- تصعید <br />
- فرافکنی یا برون فکنی <br />
- چند توصیه جهت کاهش مشکلات شخصیتی <br />
فصل چهارم <br />
- مذهب و جوانان و نوجوانان <br />
- رعایت نکاتی به منظور کاستن از مشکلات مذهبی <br />
- مسائل تحصیلی <br />
- رعایت نکاتی به منظور کاستن از مشکلات تحصیلی <br />
- مسائل شغلی <br />
- رعایت نکات به منظور کاستن از مشکلات شغلی<br />
&nbsp;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[مسائل نوجوانان و جوانان<br />
&nbsp;<br />
<br />
&nbsp;<br />
تألیف : دکتر محمد خدایاری فرد <br />
انتشارات : انجمن اولیا و مربیان جمهوری اسلامی ایران <br />
&nbsp;<br />
فصل اول <br />
- بلوغ <br />
- خصوصیات عاطفی دوره ی نوجوانی و جوانی <br />
- رشد اجتماعی در دوره ی جوانی <br />
- نظریه شناختی – تحولی <br />
- نیازهای دوره ی نوجوانی و جوانی <br />
- نیاز به مهربانی و محبت <br />
- نیاز به امنیت و آسایش خاطر <br />
- نیاز به احساس تعلق ... <br />
- نیاز به قابلیت و احترام <br />
- نیاز به استقلال <br />
- نیاز به تشخیص و قدردانی <br />
- نیاز به مذهب و فلسفه حیات <br />
- نیاز به داشتن هدفی مشخص در زندگی <br />
- نیاز به احساس هویت و شناخت خود <br />
- نیاز به احساس رشد و کمال و خودشکوفایی <br />
فصل دوم <br />
- مسائل و مشکلات دوره ی نوجوانی و جوانی <br />
- عوامل مؤثر در ایجاد مسائل و مشکلات نوجوانی <br />
- مسائل خانوادگی <br />
- چند توصیه به والدین جهت کاهش مشکلات خانوادگی <br />
- مسائل اجتماعی <br />
- رعایت نکاتی چند به منظور کاستن از مشکلات اجتماعی <br />
فصل سوم <br />
- اختلالات شخصیتی <br />
- احساس حقارت یا کهتری <br />
- عصبی بودن <br />
- ترس و اضطراب <br />
- افسردگی <br />
- وسواس <br />
- استفاده از واکنش های دفاعی <br />
- پرخاشگری ، انکار واقعیت <br />
- خیالبافی ، برگشت ، جبران <br />
- دلیل تراشی <br />
- همانند سازی و جابجایی <br />
- تصعید <br />
- فرافکنی یا برون فکنی <br />
- چند توصیه جهت کاهش مشکلات شخصیتی <br />
فصل چهارم <br />
- مذهب و جوانان و نوجوانان <br />
- رعایت نکاتی به منظور کاستن از مشکلات مذهبی <br />
- مسائل تحصیلی <br />
- رعایت نکاتی به منظور کاستن از مشکلات تحصیلی <br />
- مسائل شغلی <br />
- رعایت نکات به منظور کاستن از مشکلات شغلی<br />
&nbsp;]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[برای خسرو شکیبایی از نگار داستان پور]]></title>
			<link>http://www.neemkat.com/showthread.php?tid=475</link>
			<pubDate>Sun, 20 Jul 2008 16:39:24 +0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.neemkat.com/showthread.php?tid=475</guid>
			<description><![CDATA[&nbsp;<br />
<br />
&nbsp;&nbsp;برای خسرو شکیبایی که در فراغش سیل می گرید جهان ِ هنر&nbsp;&nbsp; شب از مرور جاودانه ی چشمانت&nbsp;&nbsp; پناه می برم به خانه ی سبز و بیکرانه ی تو&nbsp;&nbsp; برای عطر اقاقی های مانده در کلامت ،&nbsp;&nbsp; هزار بار سایه بان می شوم از نو...<br />
ادامه...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[&nbsp;<br />
<br />
&nbsp;&nbsp;برای خسرو شکیبایی که در فراغش سیل می گرید جهان ِ هنر&nbsp;&nbsp; شب از مرور جاودانه ی چشمانت&nbsp;&nbsp; پناه می برم به خانه ی سبز و بیکرانه ی تو&nbsp;&nbsp; برای عطر اقاقی های مانده در کلامت ،&nbsp;&nbsp; هزار بار سایه بان می شوم از نو...<br />
ادامه...]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[دالان بهشت]]></title>
			<link>http://www.neemkat.com/showthread.php?tid=474</link>
			<pubDate>Sun, 20 Jul 2008 00:10:09 +0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.neemkat.com/showthread.php?tid=474</guid>
			<description><![CDATA[کتاب دالان بهشت کتاب متفاوت و قشنگیه..من دیدم و شنیدم که بعضی ها چند بار این کتاب و خوندن با این حال هنوزم روال این داستان براشون تازگی داره و جذبشون می کنه..]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[کتاب دالان بهشت کتاب متفاوت و قشنگیه..من دیدم و شنیدم که بعضی ها چند بار این کتاب و خوندن با این حال هنوزم روال این داستان براشون تازگی داره و جذبشون می کنه..]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[شاهنامه]]></title>
			<link>http://www.neemkat.com/showthread.php?tid=472</link>
			<pubDate>Sat, 19 Jul 2008 15:18:03 +0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.neemkat.com/showthread.php?tid=472</guid>
			<description><![CDATA[با سلام و خسته نباشید&nbsp; <br />
از این به بعد شاهنامه نوشته می شود و هر پست آن حدود 20 الی 50 بیت از اول تا&nbsp; جایی که توان من برسد می نویسم چون شاهنامه 200 الی 300&nbsp; بیت نیست که دو روزه تمام بشه.چون بعضی از اینا حدود 3000 بیت است.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[با سلام و خسته نباشید&nbsp; <br />
از این به بعد شاهنامه نوشته می شود و هر پست آن حدود 20 الی 50 بیت از اول تا&nbsp; جایی که توان من برسد می نویسم چون شاهنامه 200 الی 300&nbsp; بیت نیست که دو روزه تمام بشه.چون بعضی از اینا حدود 3000 بیت است.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[لجن اثر رضوانه فلاحتی (شعف)]]></title>
			<link>http://www.neemkat.com/showthread.php?tid=471</link>
			<pubDate>Sat, 19 Jul 2008 10:12:28 +0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.neemkat.com/showthread.php?tid=471</guid>
			<description><![CDATA[&nbsp; <br />
<br />
&nbsp; من لجنم...&nbsp; &nbsp; اما...&nbsp; &nbsp; &nbsp; در حوضچه ی پاک تو&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ته نشین شده ام!&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; _به عجز میطلبم ای رفیق...&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; آخر سفرمان به دره فرو رویم...!&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; مبادا به بن بست بر خوریم!!!&nbsp;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[&nbsp; <br />
<br />
&nbsp; من لجنم...&nbsp; &nbsp; اما...&nbsp; &nbsp; &nbsp; در حوضچه ی پاک تو&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ته نشین شده ام!&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; _به عجز میطلبم ای رفیق...&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; آخر سفرمان به دره فرو رویم...!&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; مبادا به بن بست بر خوریم!!!&nbsp;]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[عشق اثر انسيه فرخي]]></title>
			<link>http://www.neemkat.com/showthread.php?tid=470</link>
			<pubDate>Sat, 19 Jul 2008 00:24:16 +0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.neemkat.com/showthread.php?tid=470</guid>
			<description><![CDATA[&nbsp;<br />
<br />
&nbsp;&nbsp; تو که از برگ گل ظریفتری&nbsp;&nbsp; تو که از شبنمی لطیف تری&nbsp; &nbsp;&nbsp; پس چرا تا به دل رهی یابی&nbsp;&nbsp; میشود همره تو بی تابی.....&nbsp;<br />
ادامه...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[&nbsp;<br />
<br />
&nbsp;&nbsp; تو که از برگ گل ظریفتری&nbsp;&nbsp; تو که از شبنمی لطیف تری&nbsp; &nbsp;&nbsp; پس چرا تا به دل رهی یابی&nbsp;&nbsp; میشود همره تو بی تابی.....&nbsp;<br />
ادامه...]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[نازک تن اثر احمد آذرسا]]></title>
			<link>http://www.neemkat.com/showthread.php?tid=469</link>
			<pubDate>Thu, 17 Jul 2008 17:59:31 +0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.neemkat.com/showthread.php?tid=469</guid>
			<description><![CDATA[&nbsp;<br />
<br />
&nbsp; قد کمین , چشم سیاه , دستی چودست کودکان&nbsp; روحی که با این کوچکیش در وسعت یک آسمان&nbsp; نازک تنی مثل تو را در خواب باید دیدنش&nbsp; پیدا شو در خواب گران در یاب این آشفته جان&nbsp;<br />
&nbsp;<br />
&nbsp;<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ادامه...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[&nbsp;<br />
<br />
&nbsp; قد کمین , چشم سیاه , دستی چودست کودکان&nbsp; روحی که با این کوچکیش در وسعت یک آسمان&nbsp; نازک تنی مثل تو را در خواب باید دیدنش&nbsp; پیدا شو در خواب گران در یاب این آشفته جان&nbsp;<br />
&nbsp;<br />
&nbsp;<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ادامه...]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[شکایت خر اثر محمد عبدالهی (مهرآیین)]]></title>
			<link>http://www.neemkat.com/showthread.php?tid=468</link>
			<pubDate>Thu, 17 Jul 2008 11:57:39 +0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.neemkat.com/showthread.php?tid=468</guid>
			<description><![CDATA[&nbsp; <br />
<br />
&nbsp;&nbsp; گویندخری بُرد شکایت به سلیمان<br />
&nbsp;&nbsp; زان آدمیان خوانده ورا احمق ونادان<br />
&nbsp;&nbsp; گفتا که مگر من چه زیانی برساندم<br />
&nbsp;&nbsp; برزندگی ومنفعت وسود یک انسان<br />
&nbsp;<br />
&nbsp;<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ادامه...<br />
&nbsp;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[&nbsp; <br />
<br />
&nbsp;&nbsp; گویندخری بُرد شکایت به سلیمان<br />
&nbsp;&nbsp; زان آدمیان خوانده ورا احمق ونادان<br />
&nbsp;&nbsp; گفتا که مگر من چه زیانی برساندم<br />
&nbsp;&nbsp; برزندگی ومنفعت وسود یک انسان<br />
&nbsp;<br />
&nbsp;<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ادامه...<br />
&nbsp;]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[اشعار طنز محمد جاوید]]></title>
			<link>http://www.neemkat.com/showthread.php?tid=467</link>
			<pubDate>Thu, 17 Jul 2008 00:06:07 +0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.neemkat.com/showthread.php?tid=467</guid>
			<description><![CDATA[از این پس گاهگاهی اشعار طنزم را جهت استفادۀ دوستان در این تایپیک قرار خواهم داد:روز پدروای روز مادر و روز پدرجدم از ناراحتی آید به درروز مادر یک النگو می دهمزن دهد جوراب در روز پدرتازه پول دومی را هم زمنمی ستاند از طریق گل پسرقیمت جوراب من هم لاجرماز النگو هست قدری بیشتر*******************************ارث باباخانه ام از اوست ، دربان نیز هم... باغ و ویلای شمیران نیزهممال( زنجان) است دارایی من ... کفش و رخت و بند تنبان نیز همگرچه دارد ماکسیما ، اما به من...داده یک ماشین پیکان نیز همشکر ایزد شاغلم پیش عیال ... می دهد مزدم دو چندان نیز همارث بابایش سپرده در حساب... سود می گیرد فراوان نیز هممی رود هرروز تفریح ودَدَر... با فک و فامیل و یاران نیز همگاهگاهی هم اروپا می رود .... چین و هند و ارمنستان نیز هم من ولی در خانه مشغولم به کار... کار های سخت و آسان نیزهمرفت و روب ، گردگیری ، شستشو... پختن مرغ و فسنجان نیز همبچّه داری هم کمی تا قسمتی ... شستن ماشین (زنجان) نیز همهر که بیند این تریپ و حال و روز... می شود خندان و گریان نیز همخنده از مردی که بسته پیش بند... گریه بر زی ذی لاجان نیزهمدوش با «جاوید »گفتم این سخن...« دردم از یار است و درمان نیز هم»ارث بابا درد و درمان من است.... چون نباشد این یکی آن نیزهمکاش جای ارث بابایش کمی.... داشت احساسات انسان نیز هم********************************روز مادرمادران روزتان مبارک باد... غم و درد از وجودتان دک بادهدیه هایی که می شود تقدیم... به شما، عاشقانه وتک بادشادی و شورتان همیشه زیاد... غمتان هیچ یا که اندک بادهرچه بدخواه در جهان دارید... مشت ما ن بردهان وبرفک بادجای برنامه های(تی وی ) اشان.... شام تا بامداد برفک باد مرغ همسایه های خوب شما... غاز نه ، کبک یا که اردک بادمردتان گر که می دهد آزار... درامورات مردی اش شک بادبر سبیل هر آن چه نامرد است ... شعلۀ داغ گاز وفندک بادتوی تنبان مرد زن آزار... من دعا می کنم همه کک بادزن بد هم خدا کند ارشاد ... گر نشد لایقش دوتا چَک باددیه و ارثتان برابر مرد... مهرتان چند شاخه میخک بادالغرض چاکریم جان شما... طنز« جاوید » چون لواشک باد&nbsp;<br />
&nbsp;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[از این پس گاهگاهی اشعار طنزم را جهت استفادۀ دوستان در این تایپیک قرار خواهم داد:روز پدروای روز مادر و روز پدرجدم از ناراحتی آید به درروز مادر یک النگو می دهمزن دهد جوراب در روز پدرتازه پول دومی را هم زمنمی ستاند از طریق گل پسرقیمت جوراب من هم لاجرماز النگو هست قدری بیشتر*******************************ارث باباخانه ام از اوست ، دربان نیز هم... باغ و ویلای شمیران نیزهممال( زنجان) است دارایی من ... کفش و رخت و بند تنبان نیز همگرچه دارد ماکسیما ، اما به من...داده یک ماشین پیکان نیز همشکر ایزد شاغلم پیش عیال ... می دهد مزدم دو چندان نیز همارث بابایش سپرده در حساب... سود می گیرد فراوان نیز هممی رود هرروز تفریح ودَدَر... با فک و فامیل و یاران نیز همگاهگاهی هم اروپا می رود .... چین و هند و ارمنستان نیز هم من ولی در خانه مشغولم به کار... کار های سخت و آسان نیزهمرفت و روب ، گردگیری ، شستشو... پختن مرغ و فسنجان نیز همبچّه داری هم کمی تا قسمتی ... شستن ماشین (زنجان) نیز همهر که بیند این تریپ و حال و روز... می شود خندان و گریان نیز همخنده از مردی که بسته پیش بند... گریه بر زی ذی لاجان نیزهمدوش با «جاوید »گفتم این سخن...« دردم از یار است و درمان نیز هم»ارث بابا درد و درمان من است.... چون نباشد این یکی آن نیزهمکاش جای ارث بابایش کمی.... داشت احساسات انسان نیز هم********************************روز مادرمادران روزتان مبارک باد... غم و درد از وجودتان دک بادهدیه هایی که می شود تقدیم... به شما، عاشقانه وتک بادشادی و شورتان همیشه زیاد... غمتان هیچ یا که اندک بادهرچه بدخواه در جهان دارید... مشت ما ن بردهان وبرفک بادجای برنامه های(تی وی ) اشان.... شام تا بامداد برفک باد مرغ همسایه های خوب شما... غاز نه ، کبک یا که اردک بادمردتان گر که می دهد آزار... درامورات مردی اش شک بادبر سبیل هر آن چه نامرد است ... شعلۀ داغ گاز وفندک بادتوی تنبان مرد زن آزار... من دعا می کنم همه کک بادزن بد هم خدا کند ارشاد ... گر نشد لایقش دوتا چَک باددیه و ارثتان برابر مرد... مهرتان چند شاخه میخک بادالغرض چاکریم جان شما... طنز« جاوید » چون لواشک باد&nbsp;<br />
&nbsp;]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[تمنا اثر هادي افروزي]]></title>
			<link>http://www.neemkat.com/showthread.php?tid=466</link>
			<pubDate>Wed, 16 Jul 2008 14:51:45 +0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.neemkat.com/showthread.php?tid=466</guid>
			<description><![CDATA[&nbsp;<br />
<br />
&nbsp;&nbsp; سردرآري به كوي دل<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; چوسنگ افتي به درگاه دل&nbsp; &nbsp;&nbsp; دل به رويت ميدهم<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; زمين گير حضورت مي شوم&nbsp;<br />
ادامه...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[&nbsp;<br />
<br />
&nbsp;&nbsp; سردرآري به كوي دل<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; چوسنگ افتي به درگاه دل&nbsp; &nbsp;&nbsp; دل به رويت ميدهم<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; زمين گير حضورت مي شوم&nbsp;<br />
ادامه...]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[ع ش ق اثر افسانه پهلوانزاده]]></title>
			<link>http://www.neemkat.com/showthread.php?tid=465</link>
			<pubDate>Wed, 16 Jul 2008 04:54:27 +0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.neemkat.com/showthread.php?tid=465</guid>
			<description><![CDATA[<br />
<br />
&nbsp;&nbsp;چند روزی است که از دیده و دل یار تو گشتم&nbsp; از عقل برون گشته پریشان تو گشتم&nbsp; &nbsp; چند روزی است که جای می نابم &nbsp; سیراب ز پیمانه ی چشمان تو گشتم&nbsp; &nbsp; چند روزی است که بر سجاده ی عشقم &nbsp; عابد نیم و مستو غزل خوان تو گشتم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ما را که به عشق هیچ نبود اعتباری&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; چند روزی است که وام دار تو گشتم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; نالانو پریشانم از این عشق خدایا&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; چند روزی است که حیران کرم های تو گشتم]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<br />
<br />
&nbsp;&nbsp;چند روزی است که از دیده و دل یار تو گشتم&nbsp; از عقل برون گشته پریشان تو گشتم&nbsp; &nbsp; چند روزی است که جای می نابم &nbsp; سیراب ز پیمانه ی چشمان تو گشتم&nbsp; &nbsp; چند روزی است که بر سجاده ی عشقم &nbsp; عابد نیم و مستو غزل خوان تو گشتم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ما را که به عشق هیچ نبود اعتباری&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; چند روزی است که وام دار تو گشتم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; نالانو پریشانم از این عشق خدایا&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; چند روزی است که حیران کرم های تو گشتم]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[انتشار تمام اشعار فارسی در باره امام علی(ع)در قالب یک کتاب]]></title>
			<link>http://www.neemkat.com/showthread.php?tid=464</link>
			<pubDate>Tue, 15 Jul 2008 13:29:22 +0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.neemkat.com/showthread.php?tid=464</guid>
			<description><![CDATA[<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
با نام «امام علي(ع) در شعر فارسي» صورت مي‌گيرد؛ <br />
انتشار تمامي اشعار فارسي درباره امام علي(ع) در قالب يك كتاب <br />
خبرگزاري فارس: تمامي اشعار فارسي درباره امام علي(ع) شامل مدايح، مناقب و مراثي آن امام همام به كوشش «محمد صحتي سردرودي» جمع‌آوري و تدوين شده است كه در قالب كتابي با نام «امام علي (ع) در شعر فارسي» به زودي منتشر مي‌شود. <br />
 <br />
<br />
<br />
به گزارش خبرگزاري فارس، كتاب «امام علي(ع) در شعر فارسي» توسط انتشارات پرتو خورشيد و در دو جلد منتشر خواهد شد. اين كتاب شامل چهارده فصل است كه جلد اوّل آن از ولادت تا امامت علي (عليه السلام) را در بر مى‌گيرد و خود در شش فصل تأليف شده است. فصل اوّل كتاب «امام علي(ع) در شعر فارسي» از ميلاد مولا(عليه السلام) سخن مى‌گويد كه در چهار بخش جداگانه تدوين شده و به ترتيب چنين است كه نخست شعرهايى را كه به صورت مطلق در ميلاد گفته شده، تحتِ عنوانِ «ولادت» آورده شده و در بخش دوم و سوم، شعرهاى مربوط به «شب ميلاد» و «صبح ميلاد» را با همين دو عنوان مرتّب شده است. در بخش چهارم به شعرهايى كه در «مولود كعبه» و «كعبهْ زاد» بودنِ حضرت على(عليه السلام) سروده شده‌اند پرداخته شده و «زادگاه زيبايى» نام دارد. فصل دوم حاوى اشعارى است كه از اسم يا ذِكر على(عليه السلام) سخن مى‌گويند و با عنوانِ «نام و ياد مولا» تأليف شده است. فصل سوم در ولايت على(عليه السلام) است كه به اختصار در دو بخش از مهر و ولاى مولا (تولاّ) و ولىُّ الله بودن حضرتش سخن مى‌گويد. فصل چهارم شامل بخش اندكى از غديريّه‌ها است كه به ترتيب از «حماسه غدير»، «خطبه رسول الله(صلى الله عليه وآله)در غدير» و «عيد غدير» مى‌سرايد. فصل پنجم حاوى اشعارى است كه در «فضايل و مناقب مولا» گفته شده‌اند كه در چهار باب با عناوينِ «حديث حيرت»، «قطره قطره از اقيانوس»، «تركيب بندها» و «از ميان منظومه ها» برگزيده شده‌اند. فصل ششم در تكميل دو فصل پيش، از «امامت و خلافتِ مولا» سخن سر مى‌دهد كه اين سه فصل، به ويژه غديريّه‌ها، بسيار اندك و در حدّ نمونه آورده شده‌اند تا در كتاب مستقلّى با نامِ «دانشنامه شعر غدير» منتشر شود كه به نوعى ادامه كتاب حاضر محسوب مى‌شود. جلد دوّم از غربت تا شهادت امام على(عليه السلام) را شامل مى‌شود كه در هشت فصل ـ از فصل هفتم تا چهاردهم ـ تنظيم شده است: فصل هفتم در «غربت مولا على(عليه السلام)» تدوين شده است كه در دو بابِ جداگانه با عنوانِ «در فراق فاطمه(عليها السلام)» و «على تنهاست» تنظيم يافته است. فصل هشتم «از مكتب مرتضى على(عليه السلام)» سخن مى‌گويد كه خود در دو بخشِ «سياست سبز انصاف» و «عدل على» تأليف شده است. فصل نهم «علم على(عليه السلام)» ناميده شده كه در دو بابِ مستقلِّ «درياى دانش» و «سخن مولا» ـ يعنى نهج‌البلاغه ـ تدوين شده است. فصل دهم «عرفان على(عليه السلام)» نام دارد كه در دو بخش، با عنوان‌هاى «راز و نياز» و «عشق و عرفان» تنظيم شده است. فصل يازدهم شامل شعرهايى است كه در «شجاعت شير خدا» سروده شده‌اند و در سه بخشِ اسدالله (شير خدا)، يدالله (دست خدا) و سيف الله (شمشير خدا) از هم تفكيك شده‌اند. فصل دوازدهم «شهادتنامه عشق» خوانده شده كه در دو باب مجزّا و مفصّل ترتيب يافته است كه نخست از شبِ ضربت خوردنِ مولا با عنوانِ «شامِ آخر» ـ شب نوزدهم رمضان ـ و سپس «در عزاى عدل و عشق» ـ يعنى شام غريبان مولا ـ سخن مى گويد و سوگ سروده‌هايى را كه شاعران در رثاى امير مؤمنان سروده‌اند، در خود گرد آورده است. فصل سيزدهم با عنوانِ «توسّل به مولاى دردمندان» درد دل هاى شاعران را كه در بثّ الشكوى و توسّل به روحِ بزرگِ مولا سروده‌اند در بر مى‌گيرد. و فصل چهاردهم نيز كه فصل پايانى كتاب است، نجف نگاشته‌ها را با عنوانِ «مرقد مولا» در خود گرد آورده است كه توصيف نجف اشرف و اشتياق به زيارت مولا على(عليه السلام) را از زبان شاعران در طول تاريخ روايت مى‌كند. اين كتاب، ادوار مختلف از زندگى نامه امام على(عليه السلام) را ـ از ولادت تا شهادت ـ از زبان شيرين و جذّابِ شاعران حكايت مى‌كند كه در اين ميان بيش از بيست موضوع را با تفصيل و تفكيك شامل مى ‌‌شود. ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
با نام «امام علي(ع) در شعر فارسي» صورت مي‌گيرد؛ <br />
انتشار تمامي اشعار فارسي درباره امام علي(ع) در قالب يك كتاب <br />
خبرگزاري فارس: تمامي اشعار فارسي درباره امام علي(ع) شامل مدايح، مناقب و مراثي آن امام همام به كوشش «محمد صحتي سردرودي» جمع‌آوري و تدوين شده است كه در قالب كتابي با نام «امام علي (ع) در شعر فارسي» به زودي منتشر مي‌شود. <br />
 <br />
<br />
<br />
به گزارش خبرگزاري فارس، كتاب «امام علي(ع) در شعر فارسي» توسط انتشارات پرتو خورشيد و در دو جلد منتشر خواهد شد. اين كتاب شامل چهارده فصل است كه جلد اوّل آن از ولادت تا امامت علي (عليه السلام) را در بر مى‌گيرد و خود در شش فصل تأليف شده است. فصل اوّل كتاب «امام علي(ع) در شعر فارسي» از ميلاد مولا(عليه السلام) سخن مى‌گويد كه در چهار بخش جداگانه تدوين شده و به ترتيب چنين است كه نخست شعرهايى را كه به صورت مطلق در ميلاد گفته شده، تحتِ عنوانِ «ولادت» آورده شده و در بخش دوم و سوم، شعرهاى مربوط به «شب ميلاد» و «صبح ميلاد» را با همين دو عنوان مرتّب شده است. در بخش چهارم به شعرهايى كه در «مولود كعبه» و «كعبهْ زاد» بودنِ حضرت على(عليه السلام) سروده شده‌اند پرداخته شده و «زادگاه زيبايى» نام دارد. فصل دوم حاوى اشعارى است كه از اسم يا ذِكر على(عليه السلام) سخن مى‌گويند و با عنوانِ «نام و ياد مولا» تأليف شده است. فصل سوم در ولايت على(عليه السلام) است كه به اختصار در دو بخش از مهر و ولاى مولا (تولاّ) و ولىُّ الله بودن حضرتش سخن مى‌گويد. فصل چهارم شامل بخش اندكى از غديريّه‌ها است كه به ترتيب از «حماسه غدير»، «خطبه رسول الله(صلى الله عليه وآله)در غدير» و «عيد غدير» مى‌سرايد. فصل پنجم حاوى اشعارى است كه در «فضايل و مناقب مولا» گفته شده‌اند كه در چهار باب با عناوينِ «حديث حيرت»، «قطره قطره از اقيانوس»، «تركيب بندها» و «از ميان منظومه ها» برگزيده شده‌اند. فصل ششم در تكميل دو فصل پيش، از «امامت و خلافتِ مولا» سخن سر مى‌دهد كه اين سه فصل، به ويژه غديريّه‌ها، بسيار اندك و در حدّ نمونه آورده شده‌اند تا در كتاب مستقلّى با نامِ «دانشنامه شعر غدير» منتشر شود كه به نوعى ادامه كتاب حاضر محسوب مى‌شود. جلد دوّم از غربت تا شهادت امام على(عليه السلام) را شامل مى‌شود كه در هشت فصل ـ از فصل هفتم تا چهاردهم ـ تنظيم شده است: فصل هفتم در «غربت مولا على(عليه السلام)» تدوين شده است كه در دو بابِ جداگانه با عنوانِ «در فراق فاطمه(عليها السلام)» و «على تنهاست» تنظيم يافته است. فصل هشتم «از مكتب مرتضى على(عليه السلام)» سخن مى‌گويد كه خود در دو بخشِ «سياست سبز انصاف» و «عدل على» تأليف شده است. فصل نهم «علم على(عليه السلام)» ناميده شده كه در دو بابِ مستقلِّ «درياى دانش» و «سخن مولا» ـ يعنى نهج‌البلاغه ـ تدوين شده است. فصل دهم «عرفان على(عليه السلام)» نام دارد كه در دو بخش، با عنوان‌هاى «راز و نياز» و «عشق و عرفان» تنظيم شده است. فصل يازدهم شامل شعرهايى است كه در «شجاعت شير خدا» سروده شده‌اند و در سه بخشِ اسدالله (شير خدا)، يدالله (دست خدا) و سيف الله (شمشير خدا) از هم تفكيك شده‌اند. فصل دوازدهم «شهادتنامه عشق» خوانده شده كه در دو باب مجزّا و مفصّل ترتيب يافته است كه نخست از شبِ ضربت خوردنِ مولا با عنوانِ «شامِ آخر» ـ شب نوزدهم رمضان ـ و سپس «در عزاى عدل و عشق» ـ يعنى شام غريبان مولا ـ سخن مى گويد و سوگ سروده‌هايى را كه شاعران در رثاى امير مؤمنان سروده‌اند، در خود گرد آورده است. فصل سيزدهم با عنوانِ «توسّل به مولاى دردمندان» درد دل هاى شاعران را كه در بثّ الشكوى و توسّل به روحِ بزرگِ مولا سروده‌اند در بر مى‌گيرد. و فصل چهاردهم نيز كه فصل پايانى كتاب است، نجف نگاشته‌ها را با عنوانِ «مرقد مولا» در خود گرد آورده است كه توصيف نجف اشرف و اشتياق به زيارت مولا على(عليه السلام) را از زبان شاعران در طول تاريخ روايت مى‌كند. اين كتاب، ادوار مختلف از زندگى نامه امام على(عليه السلام) را ـ از ولادت تا شهادت ـ از زبان شيرين و جذّابِ شاعران حكايت مى‌كند كه در اين ميان بيش از بيست موضوع را با تفصيل و تفكيك شامل مى ‌‌شود. ]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[یک اثر از فرزانه شیدا]]></title>
			<link>http://www.neemkat.com/showthread.php?tid=463</link>
			<pubDate>Tue, 15 Jul 2008 11:52:07 +0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.neemkat.com/showthread.php?tid=463</guid>
			<description><![CDATA[&nbsp; <br />
<br />
&nbsp;&nbsp; برودیگر مرا حرفی&nbsp;&nbsp; بلب&nbsp; نیست<br />
&nbsp;&nbsp; دلم میمیرد اما... بر تو تب نیست!<br />
&nbsp;<br />
&nbsp;&nbsp; برو کین ساحل ما موج غمهاست<br />
&nbsp;&nbsp; مرا طوفان غم در سینه برپاست<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;ادامه...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[&nbsp; <br />
<br />
&nbsp;&nbsp; برودیگر مرا حرفی&nbsp;&nbsp; بلب&nbsp; نیست<br />
&nbsp;&nbsp; دلم میمیرد اما... بر تو تب نیست!<br />
&nbsp;<br />
&nbsp;&nbsp; برو کین ساحل ما موج غمهاست<br />
&nbsp;&nbsp; مرا طوفان غم در سینه برپاست<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;ادامه...]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مرده پرستی اثر محمد عبداللهی]]></title>
			<link>http://www.neemkat.com/showthread.php?tid=462</link>
			<pubDate>Tue, 15 Jul 2008 11:47:54 +0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.neemkat.com/showthread.php?tid=462</guid>
			<description><![CDATA[&nbsp;<br />
<br />
&nbsp;&nbsp;هرکسی کورخت ازدنیای فانی بست ورفت&nbsp;&nbsp;&nbsp;مردمان اورا ببخشایند واین مرسوم هست &nbsp; وزخداخواهند بخشش ازبرای شخص او &nbsp; چون شده کوتاه دستش ازهمین دنیای پست &nbsp; پرسشی دارم کنون&nbsp; لطفا مرا پاسخ دهید &nbsp; کین همه بخشش برای مردمان زنده هست ؟؟<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ادامه...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[&nbsp;<br />
<br />
&nbsp;&nbsp;هرکسی کورخت ازدنیای فانی بست ورفت&nbsp;&nbsp;&nbsp;مردمان اورا ببخشایند واین مرسوم هست &nbsp; وزخداخواهند بخشش ازبرای شخص او &nbsp; چون شده کوتاه دستش ازهمین دنیای پست &nbsp; پرسشی دارم کنون&nbsp; لطفا مرا پاسخ دهید &nbsp; کین همه بخشش برای مردمان زنده هست ؟؟<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ادامه...]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>