دو شنبه ۱۹ فروردين ۱۳۸۷, ۲۳:۱۴
شکایت خر
روزی خری ز صاحب خود شکوه کرد و گفت
آخر من فلک ز ده کافر که نیستم
در هین بردگی برهر غیر و آشنا
دشنام وفحش می دهی ام کر که نیستم
باری نهی به پشت منو خود شوی سوار
من یک خرم وانت و خاور که نیستم
بهر خدا قشو کن وتیمار کن مرا
از گربهء مادام کوری کمتر که نیستم
خر چنگ وخر مگس یا هر خر دگر
آنهم خر است من خر نو بر که نیستم
روزی خری ز صاحب خود شکوه کرد و گفت
آخر من فلک ز ده کافر که نیستم
در هین بردگی برهر غیر و آشنا
دشنام وفحش می دهی ام کر که نیستم
باری نهی به پشت منو خود شوی سوار
من یک خرم وانت و خاور که نیستم
بهر خدا قشو کن وتیمار کن مرا
از گربهء مادام کوری کمتر که نیستم
خر چنگ وخر مگس یا هر خر دگر
آنهم خر است من خر نو بر که نیستم