Literary Session - سایت تخصصی شعر و ادبیات

نسخه کامل: در شرح حال نیمکت ( خوندنش خالی از لطف نیست )
شما در حال بازدید از بایگانی ارسال های انجمن هستید این نسخه کامل نیست : برای مشاهده نسخه کامل اینجا کلیک کنید

بشنو از من چون حکایت می کنم     >>

وز نیمکت ها شکایت می کنم

بر هر نیمکت که من بنشسته ام

دست از شلوار پایم شسته ام

باشد صد عیب بر هر نیمکت

میخ و رنگ و خاک کفش و ضد زنگ

هر بار که من بر شده ام در بوستان ( بخوانید : بو ستان )

شلوارم شده وز رنگ نیمکت گلستان ( بخوانید : گل ستان )

یا که قبل از من فردی آمده

خاک کفشش بر نیمکت مالیده

پاک کرده هر چه شل بر او داشت

آنهمه بر من ، یادگاری گذاشت>>

داشتم من عشق نیمکتُ چوبی

اما حالا می روم بر روکوبی

از پس قلوه کن شلوار من

کس نیامد خیاط دوخته به تن

آن را می برمش بهر رفو

شاید او آید ، دوخت درز او>>

>>

بار دیگر می روم شلوار به پا

لیک وقت آمدن شد تا به تا

زین سبب شلوار من یکرنگ بود

پشت و رویش آنهمه تک رنگ بود

پشت شلوارم کنون چند رنگ شده

 صد نیمکت بوده و صد رنگ شده

ماُمور پارک امروز آمده

بر تن هر نیمکتی رنگ ها زده

چون نکرده یک خبر بر ما دهد

ما نشستیم و همان پیش آمد

باز هم شلوار ما صد رنگ شد

چون تمام بوستان ، گلرنگ شد

>>

ای که از هر نیمکتی ببُریده ای

از خسارات و ضرر ترسیده ای

نیمکتی دارم ز بهر تو سنم

عاشق نیمکت پیش از تو منم

هر زمان رو سوی نیمکت داشتی

نیمکت دات کام ( neemkat .com  )  از ازل برداشتی

جایی که هر گل به دیدار ثمن

جمع گشته وانگهی شد انجمن

کز نیمکت  ، شدست  احیا کنون

جلوه ی ادبی هر ذوالفنون

->> ArasH <<-

مرجع آدرس ها